@سکه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سکه جاى تاريخ سکه يا مدال درخت چهل سکه ... از انداختن سکه اى درون ... روى سکه زنجيره سکه سکه پنج سنتى سکه دو پنسى سکه زدن سکه زر سکه زر پنج دلارى سکه زر ده شيلينکى انگليس سکه زر قديمى در ايتاليا ... سکه زنى سکه سه پنى سکه ضرب کردن سکه طلا سکه قديم انگليسى سکه مسى اسپانيايى سکه معادل دو شليلينگ و شش پنس سکه نقد سکه نقره چهار پنسى سکه نيم پنى سکه نيم شيلينگى سر سکه صفحه فلزى مخصوص ضرب سکه واژه هاى شامل سکه ـ (34) : 1 , 2