@سکوب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سکوب به وسيله سکوب متحرک چيزى ... جعبه يا سکوب چوبى مخصوص ... روى سکوب بلند قرار دادن سکوب چرخنده سکوب بالاى دکل کشتى سکوب بندى سکوب تماشاچيان مسابقات سکوب خطابه سکوب زدن سکوب سخنرانى سکوب سراشيب سکوب قابل حمل و نقل کشتى و غيره سکوب مخصوص جلوس اشخاص برجسته سکوب يا چهار چوب قپان سکوب دار