@سگ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سگ پوست سگ آبى گاز ناگهانى سگ گزيدگى سگ هار اسب يا سگ بازنده در مسابقه اسب يا سگ دم کل اسب يا سگ شکارى افسار سگ و حيوانات مشابه بچه سگ ماهى توله سگ توله سگ مانند جنس سگ درلانه سگ زيستن دم انبوه و پشمالوى سگ سگ پاسبان سگ پاسبان آلمانى متوسط الجثه سگ پر سر و صدا سگ پشمالو و آويخته گوش سگ پشمالوى سياه پروسى سگ پشمالوى سياه پومرانيا سگ پليس سگ چشم سفيد سگ گرگ سگ گله سگ گله اسکاتلندى سگ گله ى انگليسى که ... واژه هاى شامل سگ ـ (105) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}