@سگ@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه سگ سگ دست آموز سگ دورگه سگ راهنما سگ راهنماى کوهستان سگ رو سگ روستايى مجارستانى سگ زبان سگ زنجيرى سگ زوزه کش سگ سه سرى که پاسبان دوزخ بوده سگ سورتمه کش سگ سورتمه کش آمريکاى شمالى سگ سيف الجبار سگ شکارى سگ شکارى بزرگ و قوى هيکل سگ شکارى بويى سگ شکارى طلايى رنگ دورگه سگ شکست خورده سگ شکن سگ ماده سگ مانند سگ ماهى سگ ماهى باريک اندام خاردار سگ مخصوص يافتن شکار و مجروحين سگ منش واژه هاى شامل سگ ـ (105) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}