@شاخص@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شاخص ترتيبى شاخص دار ثبات شاخص خط شاخص حداکثر وزن بار کشتى خط شاخص نقاط هم باران دستيابى شاخص دار رنگ شاخص کوه و رودخانه ... سنگواره شاخص طبقات زمين شناسى شاخص گذارى شاخص گذارى بعدى شاخص گذارى قبلى شاخص آفتاب شاخص قيمت شاخص متقابل شاخص مرض عدد شاخص ... بعضى مواقع با عدد شاخص ميله شاخص جزر و مد نشانى شاخص دار نمونه شاخص