@شاخه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شاخه پر از شاخه هاى ريز ... زاويه بين شاخه يا برگ ... به دو شاخه منشعب کردن به سه شاخه تقسيم شدن به شکل چاقوى شاخه زنى بى شاخه بى شاخه کردن تقسيم به دو شاخه جند شاخه شدن جوانه يا شاخه کوچک حالت شاخه اى داراى دو شاخه داراى شاخه هاى نازک و ... داراى شاخه و ترکه هاى خم شونده دو شاخه دو شاخه ماده ... بى سران از شاخه ى نرم تنان رويش شاخه سه شاخه سه شاخه قابل تعويض ميان ... شاخه پرده اى شاخه کوچک شاخه اى از پرتو نگارى ... شاخه اى از دندانپزشکى ... شاخه اى از زيست شناسى ... واژه هاى شامل شاخه ـ (63) : 1 , 2 , 3