@شاخه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شاخه پر از شاخه هاى ريز ... زاويه بين شاخه يا برگ ... به دو شاخه منشعب کردن به سه شاخه تقسيم شدن به شکل چاقوى شاخه زنى بى شاخه بى شاخه کردن تقسيم به دو شاخه جند شاخه شدن جوانه يا شاخه کوچک حالت شاخه اى داراى دو شاخه داراى شاخه هاى نازک و ... داراى شاخه و ترکه هاى خم شونده دو شاخه دو شاخه ماده ... بى سران از شاخه ى نرم تنان رويش شاخه سه شاخه سه شاخه قابل تعويض ميان ... شاخه پرده اى شاخه کوچک شاخه اى از پرتو نگارى ... شاخه اى از دندانپزشکى ... شاخه اى از زيست شناسى ... واژه هاى شامل شاخه ـ (63) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}