@شاخه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شاخه شاخه هاى متعدد سلول هاى عصبى شاخه ى جواهر شاخه ى زبان هند و ... شمع دان چند شاخه شمعدان شاخه دار عارى از شاخه کردن قلاب چند شاخه اى محل انشعاب شاخه از بدنه درخت نوک شاخه ياسيخ ... کاج و يا شاخه انگور نصب شده نيزه سه شاخه يک شاخه از جانور شناسى ... يک شاخه از شيمى که ... واژه هاى شامل شاخه ـ (63) : 1 , 2 , 3