@شاخک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شاخک بى شاخک داراى شاخ يا شاخک داراى شاخ يا شاخک هاى چماقى شکل داراى شاخک پهن داراى شاخک حساس داراى شاخک دراز شاخک حساس شاخک حساس نوک تيز شاخک دار شبيه شاخک حساس ملخ شاخک دراز