@شانه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شانه ... بر روى شانه مى اندازند پرپشت يا شانه سوار شدن ... دونفر روى شانه حمل کرده ... ... زده و دودى شده شانه گاو کارگر شانه زنى ... انجام وظيفه شانه تهى کند ... آهن به شکل شانه عسل مى پزند ... کمربند شانه اى از زير کار شانه خالى کردن ... يا مشارکتى شانه خالى کردن اسفرود بى دم يا مرغابى شانه بسر ... شمشير به شانه شخصى لقب ... با شانه زور دادن بالا آوردن بازو تا بالاى شانه بالا انداختن شانه جانور شانه دار داراى شانه پهن روبان يا حمايل زينتى روى شانه ... از زير کار شانه خالى مى کند شانه چوپان شانه کردن شانه کننده پشم شانه اى شانه بسر شانه حيوان واژه هاى شامل شانه ـ (45) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}