@شاه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شاه پنجره جلو آمده شاه نشين ساختمان گل شاه پسند گياهى شبيه شاه بلوط هندى استخوان شاه ماهى خانواده شاه پسند درخور شاه زادگان رنگ شاه بلوطى ... درست در راس شاه دکل پايين واقع ... شاه پر شاه پرونده شاه پسند گرمسيرى شاه پيچ شاه کش شاه کليد شاه ايستگاه شاه برنامه شاه برنامه کنترل شاه بلوط شاه بلوط اروپايى شاه بلوط برى شاه بلوط هندى شاه تره شاه توت شاه تير شاه جاده واژه هاى شامل شاه ـ (55) : 1 , 2 , 3