@شايعات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شايعات پخش کننده شايعات افتضاح آميز انتشار مرتب شايعات عليه رجال ... شايعات بى پر و پا شايعات بى اساس شايعات بى اساس دادن شايعات رايج بين هنرپيشگان نشريه محتوى شايعات افتضاح آميز وابسته به سخن چينى يا شايعات