@شاگرد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شاگرد ... چيزى را به شاگرد نشان مى دهد تکليف درسى و مشق شاگرد خانه شاگرد شاگرد آموزشگاه شاگرد آن را هنگام ... شاگرد خانه شاگرد دانش آموز شاگرد سال هاى اول و دوم دانشگاه شاگرد شبانه روزى شاگرد مدرسه ابتدايى يا متوسطه شاگرد ممتاز دانشگاه ... شاگرد يا آدم طفره رو