@شبنم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبنم پوشيده از شبنم يخ زده چکه ى شبنم از شبنم يا برف ريزه پوشيده شدن با شبنم تر کردن بسيار سرد پوشيده از شبنم يخ زده ريزش شبنم شبنم انگبينى شبنم باريدن شبنم دار شبنم زدن شبنم زده شبنم منجمد شبنم يخ زده طراحى شبيه شبنم يخ زده نقش شبنم يخ زده بر ... هنگام ريزش شبنم