@شبه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبه ... است به معنى شبه و شبيه و ... آغازيان شبه گياه فاقد ... اهل شبه جزيره ايبرى بيمارى شبه حصبه جسم هندسى شبيه به شبه کره شبه پا شبه کلاسيک شبه آبستنى شبه اشباع شبه انسان شبه انسان داراى ابروى ... شبه برنامه شبه تصادفى شبه جانور شبه جرم شبه جزيره شبه جزيره اى شبه حيوان شبه دستور العمل شبه دستور الملها شبه دستورالعمل شبه زبان شبه سخت افزار شبه سرطان شبه سل واژه هاى شامل شبه ـ (42) : 1 , 2