@شبه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبه شبه ظل شبه علم شبه عمل شبه فضا شبه فلز شبه فلزى کمياب شبه قاره شبه مخروطى شبه ملح شبه ميوه شبه نمک شبه هذلولى عدد شبه تصادفى مرکب از شبه جانوران بسيار مربوط به شبه حصبه وابسته به شبه جرم وابسته به شبه جزيره واژه هاى شامل شبه ـ (42) : 1 , 2