@شبيه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبيه پارچه پنبه اى شبيه فلانل پارچه ظريفى شبيه مخمل براق پارچه نخى نازک هندى شبيه موسلين پرنده اى شبيه باز پرنده اى شبيه قرقاول پستاندارى شبيه فيل که ... ... معنى شبه و شبيه و به ظاهر ... چرخ کوچکى شبيه قرقره چيزى شبيه ساقه گچ برى شبيه ناى گامى شبيه چهار نعل گياهى شبيه شاه بلوط هندى کاغذى که شبيه برات چاپى است کيک کوچک شبيه حلقه ... جا انگشتى دار شبيه پيانو آلت موسيقى بادى شبيه بجعبه آلت موسيقى شبيه سنتور آلياژى از طلا شبيه به پلاتين ابزارى شبيه گوه که براى ... اتومبيلى شبيه اتوميل هاى ... اسب يا چيزى شبيه به آن که ... ... کوتاه شده و شبيه ماهوت پاک کن ... انشعاب کوچک دريا شبيه خليج انواع چکاوک آواز خوان شبيه سسک ... رشد آنها شبيه گياه مى ... واژه هاى شامل شبيه ـ (335) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14