@شبيه@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبيه شبيه مثانه يا بادکنک شبيه مجسمه شبيه محور فرعى شبيه مرهم کش شبيه مغز شبيه مهميز يا سيخک شبيه موج شبيه موش پوزه دراز شبيه موى شبيه ميله شبيه ميمون شبيه ميوه کاج شبيه نجوا شبيه نخاع شبيه نخود شبيه نرم تن شبيه نرمه گوش شبيه نشاسته شبيه نمايشنامه پليسى شبيه نمونه شبيه نوک پستان شبيه نيزه شبيه هلال شبيه هوا شبيه وريد واژه هاى شامل شبيه ـ (335) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14