@شبيه@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبيه شبيه ويولون شبيه يک دوازدهم صداى تيزى شبيه صداى اصابت ... صداى شبيه نعره کردن صدايى شبيه جيغ صدايى شبيه شيهه صدايى شبيه صداى جغد طراحى شبيه شبنم يخ زده طنين دار شبيه صداى زنگ ظرفى شبيه به شاخ يا قيف عضو شبيه لايه علف شبيه نى غبار شبيه مه رقيق غذايى شبيه آش جو فرياد شبيه جيغ لکه اى که شبيه چشم است لباس زير شبيه جليقه ماده صمغى قهوه اى رنگى شبيه موم مربوط يا شبيه طرح اصلى مرضى شبيه سرخک ... اقيانوس آمريکا شبيه پرى شاهرخ ... درشت اندام شبيه لک لک ... مرغى شبيه کلاغ مرغى شبيه فاخته تکزاس مشروبى شبيه آبجو که با ... واژه هاى شامل شبيه ـ (335) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14