@شبيه@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبيه مشروبى شبيه رم نان يا چيزى شبيه آن نرم و باريک شبيه بيد نشانى شبيه سکه نوعى کلاه شبيه کلاه بره ... نوعى آلت موسيقى شبيه پيانو نوعى آلت موسيقى شبيه ناى نوعى بازى شبيه جنگ نادر نوعى بازى شبيه لوتو نوعى بازى قمار شبيه بانک ... بعضى جهات شبيه بز کوهى ... ... جانور جونده کوچک شبيه سنجاب نوعى حشره شبيه کنه ... از گياهى شبيه انقوزه گرفته ... نوعى قمار شبيه لوتو ... آرواره هايى شبيه منقار دارد نوعى ميوه شبيه انبه يا ... هر چيز شبيه دنده هر چيز شبيه راه آبى هر چيز شبيه هلو هر چيز شبيه هوا هر چيزى شبيه پستان هر چيزى شبيه گردن غاز هر چيزى شبيه کفل هر چيزى شبيه کلاف پيچيدن واژه هاى شامل شبيه ـ (335) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14