@شبيه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبيه ايجاد جنسى شبيه خود بازى شبيه بيليارد ... نوع آلت موسيقى شبيه گيتار برگ اوليه شبيه پر بزرگترين ميمون شبيه انسان به شکل يا شبيه بودن بوزينه دم کوتاه شبيه انسان ... کننده اولاد شبيه به والدين ... گوشت خوارى شبيه گربه زباد ... جانور پستاندارى شبيه زرافه جانور کيسه دارى شبيه خرس جانوران پستاندار شبيه راسو جسم هندسى شبيه به شبه کره جنسى از تاژکداران شبيه به گياه ... و ماليخوليا شبيه جنون جوانى جهش شبيه پرواز حرکت شبيه چمچه زنى ... پاهاى مثلثى شکل شبيه گوسفند ... بلندى هايى شبيه داخل صدف داراى پنج زائده شبيه پنجه داراى گل هاى شبيه به هم و ... داراى شکافى شبيه پنجه دست داراى شکافى شبيه فرج داراى صداى شبيه جغد يا موش داراى صفاتى شبيه انسان واژه هاى شامل شبيه ـ (335) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14