@شبيه@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبيه داراى ظاهرى شبيه فلز روى داراى مزه شبيه به آهن داراى مو هاى شبيه پشم دسته موى شبيه جاروب ... برنج و تخم مرغ شبيه فرنى زبان شبيه سازى زندگى شبيه مرگ ... ساعت صدايى شبيه صداى فاخته ... ... شعر بزمى که شبيه مسدس مى باشد سهره کوچک اروپايى شبيه بلبل زرد شبکه اى شبيه رگ شبيه پا شبيه پاى پرنده شبيه پر شبيه پلاتين شبيه پنجه شبيه پوست شبيه پوست مرده شبيه پيکويک قهرمان داستان ... شبيه چرخ شبيه چرم دان دان شبيه گاو شبيه گرگ شبيه گربه شبيه گربه زباد واژه هاى شامل شبيه ـ (335) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14