@شبيه@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبيه شبيه خرس شبيه خروس کوهى شبيه خزه هاى درهم پيچيده شبيه خوک شبيه خواب يا خواب هيپنوتيزم شبيه خوارپوست دريايى شبيه خوشه انگور شبيه دايره شبيه در صدا شبيه درياى سياه شبيه دله شبيه دم شبيه دنده شبيه دهان شبيه دوده شبيه ذوذنقه شبيه رخت کن شبيه روباه ماده شبيه روشنايى نئون شبيه روغن شبيه ريشه شبيه زن شبيه زورق شبيه ساختن شبيه ساخته واژه هاى شامل شبيه ـ (335) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14