@شبيه@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شبيه شبيه ساز شبيه سازى شبيه سازى کردن شبيه ساقه بى برگ شبيه ستاره شبيه ستاره کوچک شبيه ستون فقرات شبيه سحاب شبيه سم شبيه سمفونى شبيه سنگ آذرين سماکى شبيه سنگ لوح شبيه سهم يا تير و کمان شبيه سوراخ دهان شبيه سوسماران بالدار شبيه سوسن شبيه شاخک حساس شبيه شبکه شبيه شدن شبيه شلاق شبيه شهر شبيه شير شبيه شيشه شبيه صداى زنگ شبيه صدف واژه هاى شامل شبيه ـ (335) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14