@شتر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شتر پارچه پشم شتر پالتو پشم شتر پشکل شتر کرک يا پشم شتر شتر بى کوهان پشم بلند آمريکايى شتر بى کوهان آمريکاى جنوبى شتر جماز شتر مرغ لوله خميده يا شتر گلو مسافرت کردن با شتر