@شخص@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شخص پلاک محتوى نام شخص که روى درنصب ... پيشوا و شخص مقتدر ... شده به وسيله خود شخص کليه زمين مايملک يک شخص کمک به وسيله خود شخص ... درجه حساسيت شخص نسبت به ... اجبار شخص بقبول عقيده تازه اى ... اعدام و مجازات شخص مرتد احضار شخص ثالث اخلاق و خصوصيات شخص ادعا شده از جانب خود شخص ... قبيله يا شخص يا عشيره ... ... ورود به بدن شخص تبديل به جسم ... امام يا شخص مقدس حامى شخص امضاء يا علامت مخصوص شخص ... فرامين و قوانين شخص ديگرى اول شخص اول شخص مفرد براى هر شخص به اندازه شخص زنده به شکل شخص به نام شخص ديگرى نوشتن به وسيله خود شخص تزيينات يا خصوصيات خط نويسى شخص تعريف شخص غايب به صورت ... واژه هاى شامل شخص ـ (226) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10