@شخص@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شخص شخص شما شخص طراز اول جامعه شخص طرفدار امور جديد ... شخص عاقل شخص عامى شخص عصبانى و ديوانه شخص غايب شخص غريبه شخص غير اشرافى شخص غير روحانى شخص غير قابل توصيف شخص غير قابل قبول شخص غير مومن شخص غير نظامى شخص غير وارد شخص فاقد مواد رنگ دانه شخص فتنه جو شخص فرارى شخص فرارى يا گريخته شخص فرعى شخص فرومايه و پست شخص فعال و زرنگ شخص لال و گيج و گنگ شخص مبتلا به بيمارى جنون جوانى شخص متکبر واژه هاى شامل شخص ـ (226) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10