@شخص@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شخص شخص متحمل شخص متعصب شخص متقاعد نشدنى شخص متمرد شخص متوفى شخص محترم شخص مزور شخص مسرور و بانشاط شخص مصون از انتقاد شخص معتاد شخص مفيد شخص مقتدر در جامعه شخص مقرب شخص ممتاز شخص منفور شخص مهاجر و خانه به دوش شخص مهم شخص مهم در ميان يک دسته شخص مهم و برجسته شخص مهم و برجسته در هر قسمتى شخص مو زرد و سفيد پوست شخص موثر و مهم شخص مورد اعتماد در ... شخص مورد افترا شخص موسيقى دوست واژه هاى شامل شخص ـ (226) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10