@شخص@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شخص شخص نا بالغ و خام شخص ناآزموده شخص نابالغ شخص نامدار شخص نفرت انگيز شخص نق زن شخص وابسته شخص والامقام شخص وظيفه نشناس شخص يا چيز معينى شخص يا چيز مورد آزمايش شخص يا چيزى که به ... شخص يا جانور سوگلى شخص ياچيز خيلى موثر و سخت شخص ياچيز درجه اول شخص ياغى صفت شخص ... مواقع اضطرارى شخص را از ... صيغه اول شخص ضمير اول شخص جمع ضمير ملکى سوم شخص مفرد مذکر ... و لحن سخن شخص در يک مرحله ... ... خواندگى روحانى شخص در مى ... عکس شخص محکوم ... هوش و زيرکى شخص را نشان مى ... واژه هاى شامل شخص ـ (226) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}