@شخصى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شخصى چاذبه شخصى چه شخصى کامپيوتر شخصى ... دور بدن شخصى بسته باشند کيسه لوازم شخصى اراده شخصى ارزش شخصى و اجتماعى اطوار و اخلاق شخصى اعاشه از راه کار شخصى افشاء افکار و احساسات شخصى اموال شخصى اموال شخصى زن ... به شانه شخصى لقب شواليه ... تصور اين که شخصى تبديل به گرگ ... جنبه شخصى دادن به حفظ منافع شخصى خارج از معلومات شخصى زحمت و هنر شخصى شخصى که از طبقه پايين است شخصى که تبديل به گرگ شده باشد شخصى که تمام عقايد ... شخصى که در زير نورافکن ... شخصى که صداى بلندى دارد شخصى که غده درقى او ... شخصى که مکرر به تئاتر مى رود واژه هاى شامل شخصى ـ (44) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}