@شخصيت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شخصيت ... شرکتى که شخصيت حقوقى داشته ... ... که داراى شخصيت حقوقى باشند اثر يا تصنيف از يک شخصيت خيالى از ارزش و شخصيت کسى کاستن اعتقاد به وجود سه شخصيت در خدا ايجاد شخصيت حقوقى براى شرکت با شخصيت بى شخصيت کردن تجسم شخصيت تصور شخصيت انسانى براى چيزى تعدد شخصيت توصيف شخصيت داراى شخصيت کردن داراى شخصيت حقوقى داراى شخصيت حقوقى کردن داراى شخصيت غير سياسى ... واقعى که نام شخصيت هاى آن به ... زوال شخصيت ستاره يا شخصيت برجسته جماعت شخصيت اخلاقى شخصيت تابناک شخصيت جهانى شخصيت دادن شخصيت دادن به شخصيت دهنده واژه هاى شامل شخصيت ـ (38) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}