@شخم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شخم آيش کردن شخم کردن تراکتور يا ماشين شخم زنى خاک زير را شخم زدن در مرز زمين شخم زدن زمين شخم شده و نکاشته زمين شخم نشده زمين يا مزرعه شخم زده ... بيل زدن يا شخم زده ايجاد مى ... شخم کردن شخم زدن شخم زن شخم عميق زدن قابل شخم زدن ماشين شخم زنى و علف هرزه کنى