@شدت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدت از شدت چيزى کاستن با خشونت و شدت عمل بسيار با سختى و شدت و سر و صدا وزيدن با شدت ادا کردن با شدت اصابت کردن بدون شدت حدت يا شدت در را با شدت به هم زدن درجه شدت دستگاه سنجش شدت انفجار دوره بحرانى و شدت مرض شدت جريان برق شدت داشتن شدت زومندى شدت شبق شدت عمل فاکتور شدت نيروى لامپ الکترونى ... اثر تاثير شدت ميدان الکتريسته ... ميزان شدت نور برحسب تعداد شمع نعوظ يا شدت حس شهوت در مرد واحد شدت ميدان مغناطيسى واحد شدت نور وارده بشبکيه چشم ... اندازه گيرى شدت و ضعف ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}