@شدن@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن استثنا قائل شدن استثناء قائل شدن نسبت به کسى استخراج کردن يا شدن استخوانى شدن استوار شدن استيل شدن اشاره کردن ورد شدن برق زدن اشباع شدن اصلاح شدن اصولى شدن اضافه شدن بر افاضه شدن افزوده شدن افسرده شدن افسرده و مايوس شدن اقناع شدن انگل شدن انگل شدن بر انگليسى ماب شدن انبار شدن انبوه شدن انسان شدن با کارمند مجهز کردن و شدن با کرم گوشت خوک آلوده شدن با کلر ترکيب شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48