@شدن@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن با تعظيم خارج شدن با حقه بازى موفق شدن با خصومت رو به رو شدن ... رشادت با امرى مواجه شدن با ديگران هم آهنگ شدن با روح شدن با زور خارج شدن با سند مقيد شدن با شرشر جارى شدن با قسم از گير چيزى خلاص شدن با موتور ديزل مجهز شدن يا کردن با ميکرب آلوده شدن ... ترکيب و جمع شدن و ذره بزرگترى ... با هم متناسب شدن با هم يکى شدن بار گيرى شدن باردار شدن بارور شدن باريک شدن باريکه باريکه شدن باز کردن يا شدن باز شدن باز و بسته شدن بازنشسته کردن يا شدن باطل شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48