@شدن@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن به وسيله آب تجزيه شدن به وسيله قفل بسته و محکم شدن به وسيله مايع اشباع شدن بهگرا شدن بها قائل شدن بهتر شدن بهره مند شدن از بوفور يافت شدن بومى شدن بى اعتقاد شدن بى اهميت شدن بى جان شدن بى زحمت ايجاد شدن بى سود و زيان شدن بى صدا شدن بى علاقه شدن بى فر شدن بى مصرف شدن بى ميل شدن بى نور شدن بى نور و بيحالت شدن بيگانه يا وحشى شدن بيحال شدن بيحرکت شدن بيدار شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48