@شدن@22
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن خميده شدن خنک شدن خواستار شدن خوب شدن ... براى گرم شدن يا غنودن ... خورده شدن خوش بنيه شدن خوشحال شدن خون جارى شدن از خيره شدن خيس شدن خيس و کثيف شدن خيش شدن دچار تاخير کردن يا شدن دچار حمله شدن دچار رعد و برق شدن دچار سقوط و اضمحلال شدن دچار شدن به دچار صاعقه شدن دچار هراس سخت شدن ... هاى مسلسل و زنجيرى شدن دچار وقفه يا بى تکليفى شدن دگرگون شدن دائما مزاحم شدن و اذيت کردن داخل شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48