@شدن@23
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن داخل شدن در داخل عضويت شدن دارا شدن داراى پستان شدن ... که نزديک فاسد شدن باشد داراى خصوصيات زنانه شدن داراى طراوت جوانى شدن داغ کردن پژمرده کردن يا شدن داغ کردن يا شدن داماد شدن دانه اى شدن دانه دانه شدن يا ترکيدگى ... داور مسابقات شدن داوطلب شدن در گير کردن يا شدن در کارهاى مالى داخل شدن در آب غوطه ور شدن ... خواب يک نفره شريک شدن ... وحشت زده و ناراحت شدن در اثر سرما بى حس شدن ... ديگرى رسوب شدن ته نشين ... در بحر تفکر غوطه ور شدن در تاريکى پنهان شدن ... گردنده تغيير پيدا شدن ... يا دانشگاه پذيرفته شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48