@شدن@24
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن در درياى تفکر غوطه ور شدن در دسترس واقع شدن در سورتمه جعبه اى سوار شدن در شجاعت سرآمد شدن در صحنه ظاهر شدن ... براى پروار شدن نگهداشتن در مسابقه چيره شدن در ميان واقع شدن درکنار واقع شدن دراز شدن دراز و باريک شدن دربالا واقع شدن درجاى خود خشک شدن ... مشابهى رها شدن يا گير ... درخشان شدن درست شدن درسطح آمدن و جارى شدن درشگفت شدن درعالم تخيل و اوهام غرق شدن درمان شدن درمانده و بيچاره شدن درهم باز شدن درهم بافته شدن دست پاچه شدن دست پاچه شدن و به هم مخلوط کردن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48