@شدن@29
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن سايه افکن شدن سبب اختلاف شدن سبب افتادن شدن سبب انشعاب شدن سبب بيزارى شدن سبب ترکيب چيزى با هيدروژن شدن سبب خسارت شدن سبب شدن سبب فراموشى شدن سبب وجود شدن سبب وقوع امرى شدن سبز شدن ستاره شدن سينما و غيره ستاره نمايش و سينما شدن سخاوتمند شدن سخت شدن سخت شدن شرائين سخت شدن يا پينه کردن پوست سخت عصبانى شدن سخت و خشن کردن يا شدن سخت و متحجر شدن سر به سر شدن سر موقع حاضر شدن سرگردان شدن سرازير شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48