@شدن@45
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن ناگهان داخل شدن ناگهان شعله ور شدن ناگهان ناپديد شدن نائل شدن نائل شدن به نابود شدن ناجور شدن ناحيه اى شدن ناخوانده وارد شدن نادم شدن نازک شدن نازل شدن ناشى شدن ناشى شدن از نامريى شدن نامزد شدن ناموزون شدن نحيف شدن نرم شدن نرم و آزاد شدن نزديک شدن نزديک يا متصل شدن نظامى شدن نفرين شدن نقره فام شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48