@شدن@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن کم شدن قند در خون کم شدن مواد آهکى استخوان کم عمق شدن کم نيرو شدن کمتر شدن کند شدن کهنه شدن کهنه و فرسوده شدن کوچک شدن کوچک شدن يا کردن کوتوله شدن کوفته شدن آب از دهان تراوش شدن آب شدن آباد شدن آبستن شدن آبله دار کردن يا شدن آبله دار شدن آبونه شدن آرام شدن آزاد شدن هموگلوبين از گويچه سرخ آزرده شدن آسياب شدن آشکار شدن آشنا شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48