@شدن@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شدن ارزان شدن ارزش بسيار قائل شدن ارزش قائل شدن براى ارغوانى کردن يا شدن اريب شدن از گرما بيحال شدن از گرماى زياد سفيد شدن از کسوت روحانى خارج شدن از کنار چيزى رد شدن از آب خيس شدن از اسب پياده شدن از اسب افتادن يا پياده شدن از امر اصلى منحرف شدن از بازى خارج شدن از بنديا دريچه جارى شدن از بينى جارى شدن از تهمت تبرئه شدن از حالت هيپنوتيزم خارج شدن از حد خارج شدن از خصائص انسانى محروم شدن از خط خارج شدن از خط خارج شدن ترن از خلال ابريا مه پديدار شدن از خواب بيدار شدن از خود بى خود شدن واژه هاى شامل شدن ـ (1183) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43 , 44 , 45 , 46 , 47 , 48