@شده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده پاک شده پاتيل شده پارچه ساخته شده از پوست ... پارچه ى ساخته شده از پشم آلپاکا پاره تعريف شده پاره شده ... اراضى تسخير شده در ساحل پخش شده پرچم نصب شده در ميدان پرتاب شده پست يا خفيف شده پشم ماليده و نمد شده پنبه حلاجى شده ... وسيله کفک رسيده شده باشد پهن شده پهن شده در قطبين پوست خام يا دباغى شده اسب پوست ريخته شده مار پوست و استخوان شده پوشانده شده يا دارا پوشيده شده پوشيده شده از حفره هاى کروى پوشيده شده از خارهاى زياد پوشيده شده از درخت پوشيده شده از مو هاى ريز واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34