@شده@15
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده تنظيم شده در خوشه هاى کوچک ته نشين شده توسط باد تهيه شده از روى مهارت تهيه شده با خز تهيه شده براى پول درآوردن تهيه شده برطبق شريعت يهود تهييج شده ... يک سوى کشتى آراسته شده توجيه شده توخالى شده توده جمع شده توده شده توزيع شده توسط خدا حکومت و اداره شده توصيف شده توليد شده به طور خودبخود توليد شده در اثر آميزش نژاد توليد شده درخارج بدن ... محتوى خون خارج شده از رگها ثابت شده ثبت شده در صورت حساب يا ليست جابجا شده ... پرتگاهى ساخته شده باشد جادو شده جاروب شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34