@شده@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده پوشيده شده به وسيله جنگل ... پيدا شده در نفس انسان پيش پرداخت شده پيش گفته شده پيش خود اظهار شده پيش سازى شده پيش هنجار شده ... نوشته و ثبت شده و نوشتن چک امضاء شده و سفيد چک تضمين شده چاپ اصلاح شده ... آهن به آن متصل مى شده چرم دباغى شده چرم نازک شده پوست گوسفند چروک شده چشم کبود شده ... کاغذ که تا شده و هشت ورق ... چوب شده چيده شده چيز پيدا شده چيز آويخته شده چيز اضافه شده چيز تسويه شده چيز ثبت شده يا وارد شده چيز خاک شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34