@شده@20
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده رديف شده رزرو شده رزوه شده رقم نقلى پخش شده رقمى شده رمزى شده رمزى شده با فاز ... در آب حل شده و با عسل ... رنگ ثابت شده رها شده روئيده شده بر روى ساقک روايت شده روده محتوى گوشت چرخ شده روشن شده روشن شده از نور ستاره روغنى شده رونوشت گواهى شده وصيت نامه روى زمين توليد شده روى زمينى ريز شده زائيده شده ... هاى ميخى ديده شده است زده شده از طرف پهن اسلحه ... با مشروب مخلوط شده باشد زمين کشت شده زمين شخم شده و نکاشته واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34