@شده@22
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده ساخته شده از روى عجله ساخته شده از سلول ساخته شده از علف و گياه ساخته شده از لاستيک ساخته شده از لوله ساخته شده از مرمر ساخته شده از موم ساخته شده از نى ساخته شده از ياقوت کبود ساخته شده به شکل مجسمه ساخته شده به وسيله تيرهاى افقى ساخته شده به وسيله ماشين ساخته شده در کارگاه وسيع ساده شده ... پارلمان لندن نصب شده است ساقه و ريشه خشک شده گل ادريس سبز شده ... روزى زياد شده و دوباره ... ستون کوچک گچ برى شده سحر شده سخت گاز گرفته شده سخت شده سر هم بندى شده سرافراز شده سررسيده شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34