@شده@23
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده سرستون ساخته شده به سبک ... سروده شده به وسيله دوره گرد سطح ايجاد شده از خط مارپيچى سفارش داده شده سفارش شده سفارشى تهيه شده سفت شده سقط شده سلول گشنيده شده يا لقاح شده سلولى که تقسيم شده و از آن ... سند امضاء شده و بدون متن ... شخص ثالثى سپرده شده و پس از ... سنفرش شده ... که کنسول هم ناميده شده سوار شده سوخت شده سوخته و خاکستر شده سوراخ شده ... رودخانه خشک شده که مقدارى ... سياه شده سير شده سيم کشى شده سيم بندى شده ... پول جمع آورى شده از حضار در ... ... و امثال آن تعبيه شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34