@شده@24
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده شکسته شده شخصى که تبديل به گرگ شده باشد شسته شده به وسيله باران شسته شده و سائيده شده شسته شده و صيقلى در اثر آب ... جانوران فسيل شده سر و ... شفاف شده شلاق ساخته شده از ذکر گاو ... نزديک زانو جمع شده باشد شناسايى شده شهوانى شده شى تجزيه شده شير بريده شده شير بسته شده شيربسته شده ... وسيله تبخير غليط شده است شيرين شده شيى اضافه يا الحاق شده صاحب اختراع ثبت شده صاف شده ... اسم چيزى نقش شده باشد ... چاپى ديگر قرار داده شده صورت رقمى شده ضبط شده ضدعفونى شده واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34