@شده@25
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه شده ضرب المثل شده ضمانت شده ضميمه شده ... که براى تقلب ساخته شده ... سنگ خاصى تشکيل شده باشد طره شده طلب شده ... آفريقا استعمال مى شده است طناب ساخته شده از الياف ... ... بند ساخته شده از ترکه ... ظروف ميناکارى شده عکس بزرگ شده ... روزنامه که بريده شده ... چسبانده تشکيل شده باشد ... اشعه مجهول درست شده است عدد افزوده شده عرق خشک شده روى پشم گوسفند عضو پيوند شده عضوى که در احشاء واقع شده است عقيده از قبل تشکيل شده ... ريز ساده تشکيل شده است ... عمداً چنين نوشته شده علامت يا نشان حجارى شده عمل انجام شده ... نوشته يا چاپ شده باشد واژه هاى شامل شده ـ (843) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34